To wander.

پنجشنبه, ۲۶ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۴۴ ب.ظ

درِ کُمُد کتاب‌ها رو باز کردم و pocket dictionaryیم رو پیدا کردم، خاک گرفته بود، با دستمال تمیزش کردم و یهو یادم افتاد که اگر اوضاع این نبود احتمالاً تا ابد قرار نبود سراغش بیام. احتمالاً مغزم دلش می‌خواست باور کنم که طبق الگوریتم معروفِ این گردوی‌ لزج، گذشته بهتره و وای چقدر خوبه که اینترنت نیست و دوباره برگشتم به استفاده از دیکشنری‌های کاغذی! ولی نه، گول نخوردم، هنوز هم دلم نمی‌خواست به جای سایت Cambridge از یه pocket dictionary با چند قرن سن استفاده کنم که برای پدربزرگم بوده. و خب همین که مال پدربزرگم بوده نشون می‌ده ما از اون زمان اصلاً دیکشنری نخریدیم، شاید چون انسان قرن ۲۱ اینترنت داره و می‌تونه کلمه‌ای که براش مبهمه رو در ترکیب با کلمه‌ی definition گوگل کنه و در کسری از ثانیه به جواب برسه. زیرلبم به مسبب‌های قطعی اینترنت فحش دادم، فحش‌هایی که قطعاً باید معنی‌شون رو گوگل می‌کردن.

در هر حال، با اکراه دنبال کلمه‌ی wander گشتم، پیداش کردم. To move aimlessly. پرسه زدن، سرگردان بودن، ریفرش کردن سایت های خبری مختلف فقط برای اینکه بفهمم آیا ممکنه بتونم از جهان بیرون خبردار بشم یا نه، فرستادن پیامک‌هایی که قراره زیرشون یه علامت تعجب قرمز جا خوش کنه، بیرون رفتن از خونه در حالی که هیچ جا قرار نیست برام امن باشه، سوال پرسیدن وقتی هیچکس قرار نیست پاسخ رو بدونه، یا اگر می‌دونه بگه، خریدن یک چیز وقتی که قراره قیمتش زمین تا آسمون از این مغازه به مغازه‌ی خیابون بعدی فرق کنه‌، درس خوندن در حالی که اصلاً نمی‌دونم دور و برم قراره به چه سرنوشتی دچار بشه. به نظرم دیکشنری اشتباه می‌کنه، To wander is to live here.

بداهه داریم پیش می‌ریم...

ㅠㅠ

مترجم تحلیلگران از مایکت یا بازار... یسری کلمات تخصصی علوم پزشکی رو هم داشت یادمه!

آره می‌دونم :(, ولی من همیشه لانگمن استفاده می‌کنم، عادت ندارم به اون‌ها، همون پاکت دیکشنری به نیازم نزدیک تره

حالا فکر کنم بازم این وضع ادامه داره. حس زندونی‌ها رو دارم.

دقیقا :-), تازه قراره هفته ی آینده شاید هم دو هفته ی آینده در موردش تصمیم بگیرن

چرا اینطوریه وای خداوندا، وبلاگ هم از کار افتاد که :دی

منم همینطور غزل بیرون از اکانت. منم همینطور‌

:-)))
چی بگم والا عدم دسترسی ای حل نمی‌شه که هیچ، بدتر هم می‌شه

انتشار دوباره چون بیان در غیبت صغری بود

من وقتی کلافه م میام تو وبلاگ تو wander میکنم :)))

میچسبه.

وای خیلی باعث افتخاره که این رو می‌شنوم :)))
مسیر تکامل من توی این وبلاگ نمایانه ㅠㅠ

بالاخره بیان اومد بالا

آرههه
ناامید شده بودم واقعا
خوبی؟ حالت خوبه؟

چقدر خلاقانه بود. دوستش داشتم.

تف به بیان:D

وای جدی, تشکر D::::
زهره م رو ترکوند به معنای واقعی

:)))))))

رسماً تنها جایی که برامون مونده همین بیانه و آپارات و چندتا جای متفرقه و افتضاح که تا قبل از قطع شدن اینترنت حتی نمی‌دونستیم وجود دارن

و ما هم که تشنه لبانیم و حتی کوزه‌ای در بند نیست چه بسا آبی درش باشه. پیالهٔ چایی‌خوری کوچکی‌ست، که جیره‌ای، مجال استفاده ازش وجود داره

مجدداً به امید روزهای سبزی که مجبور نباشیم به خاطر معنی یک واژه، دیکشنری ۵۰ سالهٔ مکتوبِ خاک‌خوردهٔ آپدیت‌نشده‌ای رو از کتابخونه در بیاریم...

هیچ چیز جز دقیقا و واقعا نمی‌تونم در جواب این کامنت بگم :-)

فارغ از بحث اینترنت و مزایا و معایبش، درس خوندن و مطالعه و... به روش کلاسیک عمق بیشتری به فهم ما میده. وقتی دنبال معنی یه کلمه توی کتاب می گردی یعنی براش ارزش قائل شدی. یعنی داری براش وقت می ذاری. ولی معنی کلمه ای که گوگلش کردی به همون سرعتی که میاد به همون سرعتم فراموش میشه. 

حداقل برای من اینطور بوده. 

 

+ گفتی که شاهکار شما در زمانه چیست؟
والله که زنده بودن ما شاهکار ماست

:)

نکته‌ای که می‌خواید بهش اشاره کنید رو درک می‌کنما :-), ولی بازم فعل «جستجو کردن» برای هر دو به کار می‌ره،‌ حالا یکی آسون تر و سریع تر، یکی سخت تر، پس ماهیت کار همونیه که هست و من واقعا ترجیح می‌دم ورژن آسونش رو انجام بدمTT، و اینکه بحث آپدیت بودن اطلاعاتی که به دستت می‌رسه هم مطرحه، و مثلا اطلاعات من در مورد کلمه آپدیت نبود، و قراره نباشه اگر بخوام ادامه بدم. همچنین ممکنه اصلا یکسری کلمه ها رو توی اون دیکشنری پیدا نکنم

To wander is to live here

اینقدر قشنگ گفتی گذاشتمش گوشه وبم :))

وای سلین چان :-)))))), مایه‌ی افتخاره

یادم انداختی که می‌تونم دیکشنری جیبی‌م رو با خودم ببرم سر کار.

دی‌روز با آبادیس، که یه خط درمیون هم کار می‌کرد، یکی دو تا کلمه رو پیش بردم. 

ولی راستش لذتی نداشت. اینطوری باز حداقل کنار رنج تحمیلی در دسترس نبودن منابع، لذت لمس کتاب هست.

بازم خوشحال کننده ست که چیزی که مایه‌ی رنج من شده می‌تونه باعث خوشحالی بقیه بشه D:

دیکشنری تحلیلگران و اپ زبانشناس هم خوبن و در این موارد می تونن کمک کننده باشن. اپ PC تحلیلگران هم بود. اگه بتونی گیر بیاری اونم خوبه.

آزه از وجود این‌ها خبر دارم :(, ولی اون حتی نزدیک تجربه‌م با آکسفورد و کمبریج نیست، پس همون ورژن کاغذی آکسفورد و لانگمن رو ترجیح می‌دم

داشتم آناتومی می‌خوندم یهو رسیدم به ریشه اسم عصب "واگ/vagus" که از wandering میاد. به معنی سرگردان چون انشعاباتش تو کل بدن پخشن. از سر تا گردن تا قلب تا معده. یاد این پست افتادم

حالا که فکر می‌کنم دبیر زیست یازدهم مون توی فصل سه این عصب رو بهمون درس داده بود، ولی در حد اسم، ریشه‌‌ی اسمش رو نمی‌دونستم :-)

واقعا چقدر معنی‌اش به شرایط ما میخورد =)

:((((
خوبی ایمی عزیزم؟

آره عزیزم D: خودت خوبیی؟

آره فکر کنم خوبم :))

خب خوبه :> همیشه باشیی ♡

:">>>>
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی